تبليغاتX
نون قلم کاغذ

نون قلم کاغذ

یادداشت های اقتصادی سیاسی

رجعت

مدت ها پیش به توصیه یکی از دوستان که خدا بر توفیقاتش بیفزاد و از خسران توصیه های اینترنتی اش بکاهاد از بلاگفا رخت بر بستم و تا ملک پارسی بلاگ رفتم و آنجا محفلی نوین ساختم اما این روزها که نه از همان روزها از کرده خود پشیمان و از جفایی که بر بلاگفای ساده و روان ارزانی داشته بودم شرمسار گشتم اما چه کنم که اسباب کشی در فضای سایبر به حکم آثار دیجیت گونه ای که در سوابق و لواحق وب بستر خویش می گذارد آنگونه که می نماید بی عارضه نبوده و فعلا مرا از بازگشت از این خطای بی بدیل بازداشته است دست کم اینکه هنوز راهی نیافته ام که بقچه های کامنت دوستان را با خود بازگردانم که اگر این میسر شود اینسان که در گذر دهر پیش می رود یحتمل عطای این یکجا نشینی خود ساخته را به لقای آن وبگاه همیشه مسدود و گاها مسموم بخشیده و باز گردم به اصل خویش که "نون قلم" زاده بلاگفا است و در دیار پارسی بلاگ جز طعم غربت نتواند چشید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

اسباب کشی در فضای سایبر

بدلایل زیر "نون قلم کاغذ" را از "بلاگفا" به "پارسی بلاگ" منتقل نمودم :

۱- چون دوست خوبم عباس توصیه کرده بود 

۲- چون امکانات پارسی بلاگ واقعا کاملتر ار بلاگفا بود

۳- همین جوری

۴- همه موارد

در هر صورت از این پس به "نون قلم کاغذ جدید" مراجعه فرمایید.

یادداشت های قبلی را هنوز منتقل نکرده ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

تلخ و شیرین حضور دولت در نقطه صفر

صحبتهای شب گذشته رییس جمهور که تلاش داشت چالش های عمده اقتصادی کشور را این بار با ادبیاتی اقتصادی بیان کند طعمی تلخ و شیرین برای انسان تداعی می کند که بارها در حوزه های گوناگون آن را چشیده ایم.

ویژگی عمده سخنان رییس جمهور در تبیین آنچه از آن به عنوان "طرح تحول اقتصادی" نام برده می شد این بود که وزن "تبیین چالش ها" در سخنان احمدی نژاد به مراتب بیش از "ارائه راهکارها" بود و عمدتا اعلام جزییات طرح های اصلاحی که به گفته ایشان "کار سنگین کارشناسی" روی آنها صورت گرفته بود به ماههای آتی موکول گردید.

اما احمدی نژاد پس از 3 سال تکیه زدن بر بالاترین مسند اجرایی کشور ، شاید برای اولین بار بود که به جای استفاده از ادبیاتی پوپولیستی سعی در تبیین اقتصادی کاستی های کشور داشت و با رویکردی منطقی تر نسبت به آنچه پیش از این با ایراد اتهام به دولت های قبل یا بزرگنمایی مفاهیمی چون مافیای نفت ، مسکن و ... شاهد آن بودیم به توصیف وضعیت اقتصادی کشور با ادبیاتی اقتصادی می پرداخت.

شاید پرداختن مستقیم به عوامل اقتصادی ایجاد نابسامانی های موجود در جامعه که اصولا مسولیت آن با خود دولت است ایجاب می کرد مجری برنامه دیشب از نزدیکان رییس جمهور – مشاور رسانه ای احمدی نژاد – باشد تا لایه های عمیق تری از آنچه احمدی نژاد به آنها می پرداخت مطرح نگردد.

صرف اینکه دولت پس از 3 سال به مواردی اشاره می کند که بارها توسط کارشناسان و منتقدین اقتصادی مطرح شده می تواند رخدادی میمون تلقی شود اما تلخی این واقعیت را نیز نمی توان فراموش کرد که کشور 3 سال برای درک این واقعیت ها و احترام به آموزه های علم اقتصاد توسط دولت هزینه سنگینی پرداخته است. امری که می توانست با بهره گیری از تیم اقتصادی منسجم و کارآمد و دوری جستن احمدی نژاد از ذهنیات شخصی اش در مورد اقتصاد و مدیریت ، در تیر ماه 84 محقق گردد.

به هر حال دولت باید توجه داشته باشد که طرح این مسایل بازگویی واقعیت هایی است که از سالهای قبل مطرح بوده و مفروض این است که دولت ها قبل از استقرار، درک صحیحی از واقعیات جامعه داشته و با برنامه های مدون به عرصه مدیریت کلان کشور گام بگذارند.

آنچه در سخنان احمدی نژاد نمود داشت تحلیلی یک لایه ای از بخشی از کاستی های اقتصادی جامعه در حوزه های هدفمند سازی یارانه ها ، اصلاح نظام مالیاتی و اصلاح ساختار نظام پولی و بانکی بود که مشابه آن را می توان در بریده های جراید اقتصادی مستقل در طول دوره استقرار دولت نهم به وفور پیدا کرد. جایگاه رییس جمهور ایجاب می کند با پرداختن عمیق تر به موضوعات مطرح شده در رسانه ها عملکرد دولت خود را در رفع این کاستی ها تبیین نماید.

تلخ است اما واقعیت این است که  بنظر می رسد در حوزه اقتصاد دولت پس از 3 سال کم کم به نقطه صفر نزدیک می شود اما شیرین اینکه به هر حال این حرکت از زیر نقطه صفر آغاز شده بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 6:53 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

روايتي تلخ از يك خداحافظي

روايتي تلخ از يك خداحافظي

اين پست طولاني است اما خواندني است ...

اين پست تلخ است اما خواندني است ...

اين روايت تلخ خداحافظي دكتر دانش جعفري از وزارت اقتصاد است.

خواستم درباره استعفاي دكتر دانش مطلبي بنويسم اما سخنراني ديروز ايشان در مراسم توديع گوياتر از مطلبي بود كه نگاشته بودم.

آنچه در پي‌ مي‌آيد متن كامل سخنان دانش جعفري در مراسم توديع از وزارت اقتصاد و دارايي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

علل عقب ماندگي ايرانيان

علل عقب ماندگي ايرانيان از ديدگاه استاد ملكيان

امروز يكي از دوستان گفتاري از استاد ملكيان در باب "علل عقب ماندگي ايرانيان" برايم فرستاد كه در آن به ۲۰ علت به عنوان علل اصلي عقب ماندگي ايرانيان اشاره شده است. فارغ از نقد و نظرهايي كه ممكن است بر اين گفتار وارد باشد به دليل اهميت موضوع و بيان شيوا و عميق استاد بد نديدم بجاي نگارش مطلب جديد آن را عيناً نقل كنم :

در صد سال‌ اخير كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌اند و مطالعه‌ كرده‌اند معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را بيشتر در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند. 

اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.
اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.
در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌. من‌ معتقدم‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اينكه‌ گفته‌ مي‌شود ما بايد از درون‌ تغيير كنيم‌ دو نوع‌ تغييركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ يك‌ نوع‌ آن‌ مي‌پردازم‌.
گاه‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد عوض‌ شويم‌ يعني‌ ...  ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

به نام ما ، به کام امارات

به نام ما ، به کام امارات

گزارشی که اخیرا در رابطه با واردات کشور در سال ۸۵ منتشر شده است گویای یک واقعیت تلخ است.

به آمار زیر توجه کنید :

واردکننده های عمده کالا به کشور در سال ۸۵ عبارت بوده اند از : امارات ۹.۲ میلیارد دلار - آلمان ۵ میلیارد دلار - چین ۲.۹ میلیارد دلار - سوییس ۲.۲ میلیارد دلار - فرانسه ۲.۱ میلیارد دلار - کره ۱.۹ میلیارد دلار و ...

این آمار به تنهایی گویای واقعیت رخ داده نیست به امار واردات در سال ۷۵ یعنی ۱۰ سال قبل توجه کنید :

آلمان ۲ میلیارد دلار - بلژیک ۰.۹میلیارد دلار - ژاپن ۰.۸ میلیارد دلار - سوییس ۰.۸ میلیارد دلار - ارژانتین ۰.۸ میلیارد دلار و ... رتبه دهم : امارات ۰.۴۷ میلیارد دلار

امارات متحده عربی (بخوانید دبی) در سالهای اخیر به بزرگترین واردکننده به ایران تبدیل شده است به نحویکه رتبه امارات از دهم در سال 75 با 470 میلیون دلار به رتبه نخست با 9.2 میلیارد دلار صادرات به ایران تبدیل شده است. امارات جایگزین کشور هایی چون آلمان ، بلژیک ، ژاپن ، سوییس شده است که تولید کننده کالاهای وارداتی هستند. در حقیقت تا پیش از این کالا را مستقیم از تولید کننده می خریدیم و اکنون همان کالا یا اخیرا کالای بی کیفیت اسیای شرقی را با واسطه عرب ها می خریم.

به قول عسگر اولادی (اتاق بازرگانی)  "امارات برنده اصلی سیاست خارجی ایران" در سالهای اخیر بوده است.

دنیای اقتصاد ، سرمایه و دیگر روزنامه های اقتصادی نیز در این زمینه گزارشاتی منتشر کرده اند.

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

دوباره سلام

دوباره سلام

اگر دیر آمدم ... بودم به فکر ... بودم

دوستان سلام شاید دوباره امدم

شاید هم دیگر نیامدم

من الان دچار تعارض نقش شده ام

مانیفست من در حوزه نان و آرمان در حال تغییر است

باشد که از این فراز و نشیب ها به بیراهه و کجراهه نرویم

تا بعد ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

خردورزی و حاج آقا مسلکی

"خردورزی" و "حاج آقا مسلکی"

1- از سال ها پیش از مجری های کت و شلواری و برنامه هایی که قالب رسمی و خشک داشتند دل خوشی نداشتم. خوشبختانه در سالهای اخیر حال و هوای برنامه های صدا و سیما - فارغ از محتوای برنامه ها - در برخی حوزه ها تغییر یافته و انصافا بهبود قابل توجهی یافته اند ...

یکی از مواردی که چندی پیش نظرم را در یک میهمانی و بطور اتفاقی جلب کرد برنامه ای بود که از شبکه چهارم سیما پخش می شد : "باز هم زندگی" با فرمی نسبتا متفاوت و البته تقلیدی ، اما جالب و زنده ...

شنبه صبح وقتی یکی از همکاران گفت "ریش قرمز در تلویزیون چکار می کرد ؟" خیلی جدی نگرفتم سرم خیلی شلوغ بود و ...

اما همان روز متوجه شدم "ع ا" معروف به "ریش قرمز" که اهالی بازار سرمایه او را به خوبی می شناسند به دعوت برنامه "باز هم زندگی" به عنوان سرمایه گذار موفق در بازار سرمایه یک ساعت تمام از رسانه ملی برای مخاطبان برنامه شگرد های سرمایه گذاری و پولدار شدن را آموزش می داده است ....

جای بسی تاسف است که در شرایطی که بسیاری از فرهیختگان این مرز و بوم بدلیل تنگ نظری های مسوولان صدا و سیما - که البته بهبود زیادی یافته است - در حوزه های تخصصی شان فرصت حضور در رسانه ملی را ندارند ، "ع ا" سابقه دار که بسیاری را در این بازار با قیمت سازی های کاذب و بسیاری ترفند های دیگر به خاک سیاه نشانده و اخیرا از سوی سازمان بورس ممنوع المعامله شده و سابقه زندان و محکومیت دارد و ... در برنامه ای از شبکه چهارم سیما که شبکه خردمندان و فرهیختگان این مرز و بوم است با ستایش های مکرر مجری برنامه که اتفاقا از باسابقه های سازمان است به ایراد نظر پرداخته و ...

جای تردید نیست که مسوولین نظارت سیما با اعتمادی که به شخص تهیه کننده و کارگردان برنامه داشته اند چنین خبطی کرده اند و الا اگر تهیه کننده از جوانان تازه کار صدا و سیما بود تا فیها خالدون "ع ا" تایید نمی شد - که نمی شد - مجوز پخش نمی یافت ...

2- اخیرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی اطلاعیه ای ضمن عذرخواهی !!! از اکران فیلم "نقاب" اعلام کرده  اکران این فیلم ناشی از غفلت دست اندرکاران و اعتماد به شخص تهیه کننده فیلم که قرار بوده نسخه اصلاح شده ای را اکران نماید صورت گرفته است...

3- سالها پیش که در یکی از نهادهای اقتصادی مشغول کار بودم  در جلسه ای که پس از دو هفته مطالعه روی یک پروژه سرمایه گذاری بمنظور بررسی اقتصادی پروژه تشکیل شده بود تا پروژه از پیش رد شده را کمیته کارشناسی هم رد کند !!! جوانی با پرونده ای در دست وارد شد و مورد احترام ویژه آقای رییس قرار گرفت ... خلاصه اینکه ایشان با 2 دقیقه توضیح راجع به پروژه شان موافقت پرداخت ... میلیون ریال را از رییس گرفتند چرا که ایشان فرزند حاج آقا ... بودند و نهاد ما به شخص ایشان اعتماد خاصی داشت ...

4- در دانشگاه زمانی برای کاهش هزینه ها تصمیم گرفته شد تا پخت غذای دانشگاه بجای رستوران دانشگاه به شخصی مورد اعتماد واگذار گردد و فراموش نمی کنم سخنرانی ان روز معاون دانشجویی دانشگاه را در مدحت شخصی متعهد که قرار شده بود تهیه و سرو غذای دانشجویان را بر عهده بگیرد ... و فراموش نمی کنم فارغ از مشکلات عدیده ای که در سرو غذا بوجود آمد سوسکی را که به چشم خودم در غذا دیدم ...

باشد که روزی روزگاری خردمندی و خردورزی جایگزین "شخصیت محوری" و "حاج آقا مسلکی" در نظام تصمیم گیری مان گردد تا دیگر :

 نه شاهد حضور ع ا ها در سیما باشیم

نه شاهد عذرخواهی ارشاد از فیلمی که خود مجوز اکران داده

نه شاهد تایید پروژه های سرمایه گذاری فارغ از ارزیابی های کارشناسی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

شیعه یعنی یک سبد دلدادگی ...

 

 

شیعه یعنی یک سبد دلدادگی ...

 

 

آنگاه که گلبوته های اشک را به یاد گمگشته مدینه با پرستوی دل روانه بقیع می کردیم ... خبر آوردند ... گلدسته های مطهر حرمین عسکریین فرو ریخت ... و آن گاه که ناباورانه گلدسته های مظلومیت اهل بیت را نظاره می کردیم ، دسته گلی دیگر از گلستان محبان گمگشته مدینه، سوی آسمان شتافت تا بدانیم ما گمشدگان تاریخ از کوچه هاشمی گم شده ایم و تا بلندای قامت آن امیر بی قرینه ، راهمان ننماید در حسرت یک نشئه حقیقت پاک چه حرمان ها که باید تحمل کنیم و چه زخم ها که شیعه از زخم مادرش به یادگار خواهد داشت ...

عروج روح ملکوتی مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی (قدس الله نفسه الزکیه ) را به پیشگاه مقدس امام عصر عج ، رهبر فرزانه انقلاب و تمامی مومنین جهان بویژه مقلدین سوگوارشان تسلیت گفته و خاضعانه از درگاه خداوند باریتعالی می خواهم که ما را از فیض وجود این نوادر روزگار بیش از این محروم نفرماید.

باشد که پرواز ملکوتی این مجاهد الهی همچون حیات پر برکتش ، نشانه ای باشد برای غفلت زدگانی چون من که آسمان و آسمانیان را به بازی بی سرانجام زمین و زمینیان نفروشیم ...

آمین 

پیام رهبری

پیام سید حسن آقا خمینی

پیام حضرت آیه الله مکارم شیرازی

مراسم و تاریخ تشییع

زندگینامه

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

نهاوندیان یا قالیباف ؟

نهاوندیان یا قالیباف ؟

انتخاب نهاوندیان به ریاست اتاق بازرگانی ایران ، حاصل ائتلاف بی نظیر دولت نهم با اصلاح طلبان و کارگزاران است. انتخاب نهاوندیان یک اتفاق نیست یک پدیده است. دولتی ها پس از انتخاب قالیباف که حاصل ائتلاف اصلاح طلبان و اصول گرایان غیر دولتی در شورای شهر تهران بود به این نکته واقف شدند که تک روی در عالم سیاست محکوم به حذف تدریجی است. اما برای رهایی از تنهایی ، بازگشت به اردوگاه راست سنتی برای طیف وابسته به دولت در حقیقت خدشه دار کردن اصل موجودیت خود است چرا که هویت این دولت در مرزبندی هایش با راست سنتی است بنابراین به اصلاح طلبان و کارگزاران (که از هر ائتلاف پنهانی برای بازگشت به قدرت استقبال می کنند ) بجای راست سنتی نزدیک شدند و حاصلش پایان دادن به ریاست 27 ساله موتلفه بر اتاق ایران و انتخاب نهاوندیان است ...

آینده اتاق هم احتمالا کاهش نقش اتاق در تصمیم سازی های اقتصادی خواهد بود چرا که بدنه اصلی اتاق همچنان وابسته به موتلفه است مگر اینکه تاریخ مصرف این ائتلاف پس از انتخابات هم تمدید شود امری که در ایران کمتر شاهد بوده ایم .

به هر حال انچه اهمیت دارد اینکه در انتخابات اینده ریاست جمهوری شاهد کدام نوع از ائتلاف خواهیم بود ائتلافی از جنس شهرداری تهران یا از جنس اتاق ایران ( که بسیار بعید است ) یا شق سومی در راه است ...

نهاوندیان یا کسی مانند او می تواند حاصل ائتلاف اصلاح طلبان و کارگزاران و نه دیگر دولتی ها باشد یا ..

قالیباف می تواند حاصل ائتلاف اصلاح طلبان و اصول گرایان غیر دولتی باشد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

ای کاش حرم عسکریین در ایران بود ...

ای کاش حرم عسکریین در ایران بود ...حرم عسکریین شریفین در سامرا

جنایت این وحشیان که در ایام شهادت مظلومانه مادر اهل بیت به حرم عسکریین شریفین تعرض کردند جز با هدف شعله ور کردن اتش تفرقه نیست مگر در سال های قبل از اشغال هم برادران اهل سنت در سامرا اکثریت را نداشتند چرا در آن سال ها .... بگذریم از این سیاست ...

ای کاش حرم این عزیزان در ایران بود. سنگ تمام می گذاشتند این بچه شیعه ها ... ای کاش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

آرزوهایی برای اواخر تیر ماه !

آرزوهایی برای اواخر تیر ماه !

به دلایل شخصی شاید تا اواخر تیر ماه فرصت کافی برای ارسال پست جدید نداشته باشم . امیدوارم تا ان موقع شاهد ظهور اقا امام زمان باشیم اگرنه امیدوارم حداقل چند آرزوی کوچکم محقق شده باشد :

- الهی باشد که سریال دنباله دار بنزین بالاخره به قسمت های پایانی و شیرین خودش رسیده باشد.

- گزارش نظارتی دولت در رابطه با برنام چهارم به مجلس ارائه شده باشد.

- اتل متل رییس جمهور با شورای پول اعتبار بالاخره تمام شده باشد.

- تکلیف خروج یا عدم خروج سیمان از سبد حمایتی روشن شده باشد.

- فاز تخریب پایه های اقتصادی دولت قبل که آقای الهام از آن پرده برداشت تمام شده باشد.

- تکلیف آزاد سازی قیمت محصولات پتروشیمی روشن شده باشد.

- آیین نامه ها و دستورالعمل های بازار سرمایه تکمیل شده باشد.

- بورس نفت راه اندازی شده باشد.

- پرونده هسته ای مان آنگونه که نه سیخ بسوزد و نه کیک زرد ختم به خیر شده باشد.

- آنها که یک سال است شفاهی استعفا می دهند و کتبی استدعا دارند بالاخره تکلیفشان روشن شده باشد.

- هیات مدیره و مدیر عامل استقلال و پیروزی فارغ از ساختمان بهشت و بهارستان و ... تعیین شده باشند.

- بازار شکر ، برنج ، سیب زمینی ، پیاز ، ... با مکانیزم سالم عرضه و تقاضا از لوث وجود دلالان حقیقی و حقوقی و  از شر تصمیمات شتابزده و غیر اصولی رها شده باشد.

- 5 دیپلمات ایرانی در بند آمریکا آزاد شده باشند.

- مردم ستم کشیده عراق پس از سالها تحمل درد و رنج دیکتاتوری صدام و ناامنی ها و خشونت های دوران اشغال رنگ امنیت و ارامش به خود ببینند.

- بجای راه آهن تهران ، شهرداری بندر عباس به دسته برتر صعود کرده باشد !!

- مکانیزم حجم مبنا در بورس اصلاح شده باشد.

- بدهی های معوقه شبکه بانکی وصول شده باشد.

- طرح جامع مسکن دولت به خانه دار شدن بی خانه ها بیانجامد .

- دایره مشورت رییس جمهور عزیز با نخبگان وسیع تر شده باشد.

.

.

.

 

الهی آمین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

چرا دولت گزارش نمی دهد ؟

طبق برنامه دولت موظف است حداکثر تا پایان آذر ماه هر سال گزارش نظارتی عملکرد سال گذشته را در خصوص تحقق اهداف برنامه 5 ساله توسعه اقتصادی به مجلس ارائه کند. بنابراین دولت ملزم بود تا پایان آذر 85 گزارش عملکرد سال 84 را به مجلس ارائه دهد که این گزارش پس از 6 ماه از اتمام مهلت دولت به مجلس ارائه نشد. بالتبع گزارش نظارتی سال 85 نیز تاکنون به مجلس ارائه نشده است.

نمی دانم اگر قرار باشد عملکرد با برنامه سنجیده نشود و علل انحراف از برنامه در بخش های مختلف بررسی و تجزیه و تحلیل نگردد اساسا فایده برنامه ریزی و صرف اینهمه انرژی برای طراحی و تدوین برنامه های 5 ساله و 20 ساله چیست ؟

در برنامه چهارم توسعه ، درآمدهاي ارزي دولت در سال 84 معادل 15 ميليارد و 235 ميليون دلار مصوب شده بود، اما در عمل با رشد 192 درصدي و افزايش حدود 30 ميليارد دلاري، به 44 ميليارد و 619 ميليون دلار رسيد. در سال 85 استفاده از درآمدهاي ارزي صادرات نفت در كنار برداشت‌هاي مكرر از حساب ذخيره ارزي، عملا وابستگي بودجه دولت به نفت را افزايش داد، به طوري كه اين وابستگي از مرز 45 ميليارد دلار هم فراتر رفت. اين در حالي است كه در برنامه چهارم، درآمدهاي ارزي اين سال معادل 15 ميليارد و 597 ميليون دلار پيش‌بيني شده بود.

به نظر شما انحراف نامساعد ۲۰۰ درصدی از اهداف برنامه برای عدم گزارش دهی کافی نیست ؟

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

افتخار به تخریب !!!

 

آنچه منتقدان عملکرد اقتصادی دولت نهم با لطایف الحیلی در مقام بیان آن بودند توسط سخنگوی دولت رسما اعلام شد. منتقدان دولت نهم در حوزه اقتصادی با هشدار نسبت به آنچه آن را تصمیمات شتابزده ، غیر کارشناسی و بعضا متناقض دولت می دانستند با ادبیاتی بسیار مودبانه سعی داشتند به گونه ای نشان دهند که ممکن است چنانچه این روند در آینده ادامه یابد ، در روند رو به رشد اقتصاد کشور خدای ناکرده زبانشان لال ، خللی ایجاد گردد. اما سخنگوی دولت رسما گفت دولت نهم در پی آن است تا آنچه دولت های قبلی در اقتصاد ایران بنا کرده اند را خراب کرده ( باور کنید عین تعبیر آقای الهام است ) و دوباره بازسازی نماید!!!

به هر حال به گفته آقای الهام دولت فعلا مشغول تخریب پایه های اقتصادی دولت قبل است. فقط امیدوارم 4 سال عمر دولت به تخریب طی نشود !

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=48570

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

شکر تلخ

در مورد شکر زیاد بحث شده است. گمرک ایران گزارش تفصیلی از وضعیت واردات شکر در سال 85 منتشر کرده است. خبرگزاری ها و مطبوعات نیز از جمله خبرگزاری مهر بارها به داستان تلخ شکر پرداخته اند. اما از آنجا که مدتی با هیات مدیره یکی از کاخانجات شکر همکاری مختصری داشتم خواستم به نوعی با این یادداشت محبت های عزیزان را جبران کرده باشم.

داستان شکر در سال 85 یکی از مصادیق بارز تصمیمات غیر اصولی در اقتصاد است که تبعات منفی آن خیلی زود دامنگیر تولیدکنندگان شکر ، کارگران ، خانواده هاشان و ... شد.

ماجرا خیلی ساده است. مصرف سالانه شکر در ایران حدوداً 2 میلیون تن است. تولید کارخانجات داخلی شکر بسته به سطح زیر کشت چغندر و نیشکر ، بارندگی ، ضریب استحصال و ... بین 1.3 تا 1.4 میلیون تن در سال می باشد. هر عاقلی نتیجه می گیرد سالانه باید 600 تا 700 هزار تن شکر برای جلوگیری از افزایش قیمت و تشکیل بازار سیاه از طریق واردات تامین شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

بانک های ...

کاملا واقعی :

دیشب شام مهمان یکی از آشنایان بودیم. شلوغ بود و خیلی ها را نمی شناختم. سر سفره گفتگوی دو سه پیر مرد توجهم را جلب کرد...

 

پیرمرد اولی : رفته بودم بانک ... سپرده باز کنم گفتن 5 ساله ش شده ... درصد. نامردا 1 درصد آوردن پایین

دومی که ظاهری آراسته داشت (خیلی شمرده شمرده ) : اینا بخاطر حرف احمدی نژاد آوردن پایین . فکر کردن مردم نمی فهمن. احمدی نژاد گفت سودی که از مردم می گیرید باید بیاد پایین نه سودی که به مردم می دین که ....

پیرمرد اولی : حالا که هنوز قطعی نشده . احمدی نژاد نمی ذاره اینا سرمون کلاه بذارن...

پیرمرد سومی : رفته بودم بنگاه خونه ای که 5 ماه پیش پای قولنومه سر 2 میلیون معامله مون نشده بود الان 30 میلیون رفته روش ..

پیرمرد اولی : تو روزنامه خوندم همین بانک های خصوصی همه چیزو گرون کردن ...

 

نتیجه اخلاقی :

1- درجمعی که همه رو نمی شناسین شغلتون رو به هیش کی نگین !

2- خدا این بانک های خصوصی را برای دولت نهم حفظ کنه .

3- امروز متهم پرونده 2000 میلیارد تومانی با تعهد اخلاقی آزاد شد.

4- قراره یه کمیته حقیقت یاب تشکیل بشه تا بررسی کنه چطور میشه با 10 میلیارد تومن بازار مسکن رو تکان داد !!!

۵- همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

پسرکی سر چهار راه ...

 

پسرک روزنامه فروش سر چهار راه پرسید: عمو ! ۲۰۰۰ میلیارد تومان یعنی چقدر ؟

گفتم ...

مدیر عامل مترو تهران سال گذشته یک چهارم ۲۰۰۰ میلیارد تومان یعنی ۵۰۰ میلیارد تومان درخواست کرده بود تا ظرفیت حمل مسافر روزانه مترو تهران را ۲ برابر کند. پس از ماهها کشمکش شهرداری و وزارت کشور و ... امسال ۳۸۰ میلیارد تومان برای گسترش مترو تهران در نظر گرفتند. هنوز هم صدها هزار نفر از مردم تهران در صف های طولانی در راهرو های مترو ....

برای ساخت بزرگترین مجتمع پتروشیمی خاور میانه در کشور ۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری لازم است. با ۲۰۰۰ میلیارد تومان می توان  ۴ عدد از این مجتمع ها در محرومترین استان های کشور راه اندازی نمود. ما امسال نصف درآمد ارزی حاصل از صادرات غیر نفتی مان را می دهیم تا بنزین وارد کنیم ...

با نصف ۲۰۰۰ میلیارد تومان می توان اپراتور سوم تلفن همراه را با ظرفیت ۱۰ میلیون مشترک از نوع جی ۳ با تمام امکانات از جمله اینترنت و مالتی مدیا و ... راه اندازی نمود.

سرمایه تمام بانک های خصوصی کشور - شامل پارسیان با سرمایه ۵۰۰ ، پاسارگاد ۳۵۰ ، اقتصاد نوین ۲۰۰، سامان ۹۰ و کارآفرین ۷۰ میلیارد تومان - جمعا ۱۲۱۰ میلیارد تومان است.

با ۲۰۰۰ میلیارد تومان می توان ۵ میلیون متر مربع آپارتمان با تمام امکانات در تهران ساخت.

هزینه ساخت یک کارخانه سیمان با ظرفیت ۱ میلیون تن در سال حدودا ۱۳۰ میلیارد تومان است. با ۲۰۰۰ میلیارد تومان می توان ...

چند هزار مدرسه ... دوچرخه... داروی بابا....کفش آبجی ...

علامت سوال های زیادی در چهره گرمازده پسرک بود. چراغ سبز شد... روزنامه را از پسرک خریدم...نوشته بود :

ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز با ارائه گزارشي پرده از پرونده يكي از دانه درشتها برداشته كه بالغ بر 2 هزار ميليارد تومان به سيستم بانكي بدهكار است.....تمامي بررسي‌ها نيز نشان مي‌دهد كه نامبرده به هيچ يك از تعهدات خود در قبال بانك‌ها عمل نكرده است.....از سوي ديگر تمام فعاليت‌هاي نامبرده در زمينه قاچاق كالا، پولشويي و ايجاد دفاتر بازرگاني در كشور امارات بوده كه متاسفانه با نفوذ در گمركات خرمشهر، سلفچگان، چابهار، سيرجان و جنوب تهران و زد بند بابرخي مسئولين گمركي....

رادیو را روشن کردم...

... با اظهار امیدواری از اینکه با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی شاهد رونق تولید و سرمایه گذاری ...

کاش چهارراه بعدی به چراغ قرمز نخورم. آنجا هم پسرک دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

بدون تیتر!

ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز با ارائه گزارشي پرده از پرونده يكي از دانه درشتها برداشته كه بالغ بر 2 هزار ميليارد تومان به سيستم بانكي بدهكار است.

ح . ب پس از صدور حكم ضبط كالا و جريمه حدود 13 ميليارد ريال، تلاش وسيعي را آغاز كرده تا با جابجايي برچسب‌ها و كارتن‌هاي كالاها از ضبط كالاهاي قاچاق خود جلوگيري نمايد.
ستاد مبارزه با قاچاق كالا در بخش ديگري از گزارش خود آورده است: نامبرده با ادعاي احداث كارخانه توليد خودروي لوكس به اندازه بنز، بي‌.ام.و در گرمسار و نصب سوله و اشتغالزايي براي 1500 نفر اقدام به اخذ 60 ميليارد تومان وام مي‌نمايد و سپس مكان فوق را تبديل به انبار اجناس قاچاق مي‌نمايد

نامبرده طبق مستندات موجود رقمي بالغ بر 20 هزار ميليارد ريال اعم از ريالي و ارزي به نظام بانكي كشور بدهكار است. عمده دريافتي‌هاي نامبرده بازگشايي بي ضابطه LC از سوي بانك‌هاي عامل و بر اساس زد و بند با برخي از پرسنل بوده است.

در بخش ديگري از اين نامه آمده است: تاكنون نامبرده يك ميليارد و يكصد و پانزده ميليون دلار تسهيلات ارزي از بانك‌ها دريافت كرده و 100 ميليون دلار نيز از صندوق ذخيره ارزي دريافت كرده كه تعهدات پرداخت آن بانك‌هاي داخلي است و عمدتا بصورت يوزانس بوده است.
تمامي بررسي‌ها نيز نشان مي‌دهد كه نامبرده به هيچ يك از تعهدات خود در قبال بانك‌ها عمل نكرده است. ايجاد سپرده به نام خود و اعضاي خانواده و سوء استفاده از اعتبارات سپرده جهت كسب اعتبار شركت زنجيره‌اي غير فعال از ديگر شگردهاي اخذ تسهيلات كلان توسط نامبرده بوده است. از سوي ديگر تمام فعاليت‌هاي نامبرده در زمينه قاچاق كالا، پولشويي و ايجاد دفاتر بازرگاني در كشور امارات بوده كه متاسفانه با نفوذ در گمركات خرمشهر، سلفچگان، چابهار، سيرجان و جنوب تهران و زد بند بابرخي مسئولين گمركي، مرتكب تخلفات گسترده در زمينه واردات كالا شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 6:58 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

مذاکره با آمریکا

امروز همزمان با آغاز مذاکرات نمایندگان ایران و آمریکا در عراق ، آسیوشیتدپرس به قلم استیون هرست گزارشی از این مذاکرات منتشر کرده که به نوعی فصل مشترک تمام تحلیل های رسانه های غربی در خصوص این مذاکرات است.

در این گزارش هدف آمریکا از این مذاکرات جلب رضایت ایران برای دست برداشتن از تجهیز نظامی ، حمایت مالی و آموزش شبه نظامیان به ویژه شبه نظامیان شیعه اعلام شده است. هدف ایران هم متقاعد کردن آمریکا برای خروج از عراق

در اظهار نظرهای مسؤولین آمریکایی هم پیش از این بارها این اتهامات به ایران وارده شده است.

حال سوال اینجاست آیا شرکت ما در این مذاکره به معنی پذیرش دستور جلسه مذاکره نیست ؟

آیا ما پذیرفته ایم که به تجهیز و تامین مالی و آموزش شبه نظامیان در عراق می پردازیم که با طرفی که این ادعا را دارد بر سر یک میز نشسته ایم ؟

اگر قرار است پیام ما به آمریکا در این مذاکرات ، به تسریع در خروج از عراق محدود شود ، چه نیازی به مذاکره بود ؟ اگر هم قرار است حرف های طرف مقابل را بشنویم که موضوعات مطرح شده از قبل جز اتهام چیزی نبود .

خروج آمریکا از عراق تا زمانی که دولت عراق چنین درخواستی نکرده است چه جای چانه زنی برای ما باز کرده است ؟

من نمی فهمم مگر ادبیات آمریکا درباره ایران آنجا که به مسایل خود ایران مربوط می شود چقدر تندتر از اتهام ایجاد آشوب و ناامنی در عراق است که این یکی را به مذاکره می نشینیم و دیگری را به تغییر لحن منوط کرده ایم !

ملت دوست و برادر عراق بسیار عزیزند و در این شکی نیست اما خون کدام عراقی از ملت ایران رنگین تر است که مذاکره برای حفظ منافع ملت عراق را روا می داریم و مذاکره بر سر مساله اصلی خودمان را تابوی سیاست خارجی ؟

اگر می توانیم با آمریکا درباره مسایل عراق فارغ از مساله رژیم صهیونیستی به توافقاتی دست یابیم چرا نتوانیم درباره مساله خودمان به همین سطح از توافق دست پیدا کنیم ؟

درک این موضوع سخت است که منافع ملی خودمان را در جعبه سیاه نگه داریم و بر سر عراق آن هم با آن همه هجمه تبلیغاتی که علیه مان به راه انداخته اند بر سر میز بنشینیم.

صراحتا اعتقاد دارم باید با آمریکا مذاکره کنیم . مستقیم و در سطح وزرای امور خارجه . موضوع : یافتن راهکارهایی جهت کاهش تنش های بین دو دولت

بنابراین مذاکره با آمریکا در بغداد را تنها در شرایطی می توان مثبت ارزیابی کرد که مقدمه ای باشد برای مذاکره مستقیم درباره مسایل خودمان.

و الا اگر پس از این مذاکرات ناامنی در عراق کاهش یابد دستگاه تبلیغاتی غرب بر اتهامات قبلی صحه خواهد گذاشت و اگر ناامنی افزایش یابد علت را عدم نتیجه مذاکرات با ایران تبلیغ خواهند کرد و آنگاه ایران با آمریکا در عراق شریک جرم تلقی خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

کدام شکست ؟ کدام پیروزی ؟

همیشه از ادبیات خشم و نفرت بیزار بوده ام . اما مصداق های این ادبیات بیشتر در اظهار نظر گروه های خاصی از جامعه یافت می شد که تئوری توطئه را با این ادبیات ناحق به توهم توطئه مبدل ساختند. اینان اگر زمام امور بدست گیرند به فرافکنی متهم می شوند و اگر در نقد حاکمان قلم بزنند بیشتر از اینکه گره ای بگشایند ، بهانه بدست حاکمان می دهند که تر و خشک را با هم بسوزانند ....

اما آنچه این روزها در سخنرانی های رییس جمهور می بینیم و می شنویم حکایت از رخدادی بسیار تلخ و غم انگیز دارد. ادبیات خشم و نفرت در حیاتی ترین مسایل اقتصادی کشور جایگزین تبادل اندیشه و تضارب آرای کارشناسان و دلسوزان این مرز و بوم شده است.

نمی دانم رییس جمهور را چه می شود ! این همه نفرت و خشم را از چه رو در سیاست ورزی خویش روا می دارد؟

آقای رییس جمهور!

 مگر کسی با شما سر جنگ دارد که با مشت گره کرده فریاد می زنید مخالفان کاهش نرخ بهره را شکست می دهیم !

کدام شکست ؟ کدام پیروزی ؟

 ماده 2 آیین نامه اعطای تسهیلات بانکی قانون عملیات بانکداری بدون ربا این اختیار را به شما داده است که با یک یادداشت ساده تصمیم شورای پول و اعتبار را به قول دشمنان فرنگیمان وتو کنید و تمام.

اگر اعمال یک اختیار را که قانون به شخصیت حقوقی شما داده است پیروزی بزرگی می دانید ....

چرا باید جمعی از دلسوزترین و خوش سابقه ترین اساتید این مرز و بوم که از منظر تبعات اقتصادی یک تصمیم ، در رابطه با آنچه در حوزه تخصص شان است اظهار نظر می کنند ، مورد خشم و عتاب و توهین قرار گیرند ؟

این سخن که : بانکی با چند صد میلیارد تومان درآمد ، چند میلیارد تومان خرج می کند تا علیه این تصمیم مطلب بنویسند متوجه چه کسانی است ؟

من که شرم دارم از نام هایی که این روزها در نقد این تصمیم مطلبی نگاشته اند ...

این کشور اگر دشمنی داشته باشد آن ماییم که با بی تدبیری خویش گوهر پاک انسانیت میلیون ها ایرانی را به بازی آزمون و خطا گرفته ایم تا فضای فساد برانگیز اقتصاد کشور را التهابی دوباره بخشیم.

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

آقای رییس جمهور لازم نیست بگویید چرا !

قصد داشتم ادامه نوشته " آقای رییس جمهور دست کم بگویید چرا ؟ " را در قالب بررسی بیشتر آثار کاهش نرخ بهره بر اقتصار کشور در سال جاری بررسی نمایم اما اظهار نظر آقای برقعی در رابطه با ارتباط نرخ سود تسهیلات بانکی و نرخ سود سپرده های بانکی باعث شد عمق فاجعه بیشتر نمایان گردد.

رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در اظهار نظری در رابطه با کاهش نرخ بهره ، توجه همه کارشناسان اقتصادی را به یک نکته بسیار مهم و اساسی جلب نمود :

"دولت (۱) معتقد است کاهش نرخ سود بانکی تبعات مثبتی بر اقتصاد کشور خواهد داشت.

وی گفت: سوء تفاهمی!!! که درباره کاهش سود بانکی پیش آمده و وجود دارد این است که برخی ها (۲) فکرمی کنند، کاهش نرخ سود بانکی به این معنا است که آنچه برای سپرده گذاری در بانک ها مورد توجه است( یعنی سود یا بازدهی سپرده گذاری در بانک ها) نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و سود سپرده ها نیز الزاما باید کاهش یابد.

وی ادامه داد: اما واقعیت این است که کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی و سود سپرده های بانکی می توانند !!! ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند.

رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفت: اگر به روند به جریان درآمدن گردش پول و تعداد دفعات گردش آن !!!!!! توجه کنیم در می یابیم که اگر تعداد دفعات گردش منابع سپرده گذاران در بانک ها به شکل مناسب !!! تنظیم شود، می توان با نرخ سود یک رقمی !!! که از تسهیلات گیرندگان گرفته می شود، به سپرده گذاران با نرخ بالاتری !!!!  سود پرداخت کرد (۳)

وی افزود: به عبارت دیگر نرخ سود سپرده گذاری و نرخ سود تسهیلات بانکی الزاما ارتباط مستقیم و خطی با یکدیگر ندارند و دو مقوله جدا از هم !!! هستند، اما اصل کاهش سود بانکی یک قانون الزام آور است.

(۱) : احتمالا منظور آقای برقعی از دولت خود ایشان و آقای احمدی نژاد است و شورای پول و اعتبار که اکثریت اعضای آن از دولت هستند ، از دولت نیستند.

(۲) : این برخی که خواب نما شده اند کسانی هستند مثل وزیر اقتصاد مملکت ، اعضای شورای پول و اعتبار و هر کسی که فکر می کند بانک ها قرار است کار اقتصادی بکنند.

(۳) من نمی دانم چرا این آقا را گذاشته اند رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی . ایشان باید مدیر عامل یکی از بانک ها می شد آنوقت به همه نشان می داد چگونه باید پول سپرده گذاران را هی بچرخانید تا نرخ سودی که از تسهیلات گیرندگان گرفته اید ییهو ! چند برابر شود و به سپرده گذاران پرداخت نمایید. 

فکر نمی کنم دیگر نیازی به پاسخ رییس جمهور داشته باشیم. وقتی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بدیهی ترین سازوکار های نظام بانکداری را اینگونه توصیف می کند از چه انتقاد کنیم ؟ برای که بنویسیم؟

راست گفته اند که خوابیده را می توان بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

آقای رییس جمهور دست کم بگویید چرا ؟

قصد اطاله کلام ندارم ، ژورنالیست نیستم که آسمان و ریسمان به هم ببافم تا منطق کلامم را به مخاطب القا کنم ، اقتصاد دان هم نیستم تا با مرور روابط متقابل شاخص های اقتصادی در شرایط خاص و با مفروضات گوناگون به تحلیل رفتار متغیرهای کلان اقتصادی بپردازم. اما هر چه می اندیشم نمی توانم منطق حاکم بر تصمیم رییس جمهور در رد مصوبه شورای پول و اعتبار را درک کنم.

1-      موافقان کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی قاعدتاً باید اینگونه استدلال کنند که کاهش هزینه پول یک سیاست انبساط پولی است که نرخ سرمایه گذاری در کشور را افزایش می دهد چرا که با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی ، بسیاری از پروژه های تولیدی و سرمایه گذاری که تا پیش از این توجیه پذیر نبوده است ، در شرایط جدید از توجیه اقتصادی برخوردار شده و با رونق گیری چرخه تولید و با تقویت طرف عرضه تورم هم کاهش می یابد.

در پاسخ باید گفت تجویز سیاست انبساط پولی برای اقتصادی که در شرایط رکودی تورمی فرو رفته است مستلزم پذیرش یک دوره گذار با تورم بالاست. آیا دولت خود را برای پذیرش نرخ های تورم به مراتب بالاتر از ارقام فعلی آماده کرده است. به ثمر نشستن پروژه های جدید تولیدی که در خوش بینانه ترین حالت با کاهش نرخ سود بانکی توجیه پذیر شده اند قاعدتاً با تاخیر زمانی نسبت به کاهش هزینه پول و روند تبدیل شبه پول به پول و افزایش تقاضا همراه خواهد بود.

2-      برخی از موافقان کاهش نیز اینگونه استدلال کرده اند که با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی ، هزینه های مالی ناشی از استقراض بنگاه های تولیدی کاهش می یابد و بدنبال کاهش در هزینه های مالی ، بهای تمام شده محصول تولیدی – به معنای اقتصادی و نه حسابداری آن – کاهش یافته لذا زمینه های کاهش قیمت ها یا دست کم ، کاهش نرخ رشد قیمت یعنی نرخ تورم فراهم می آید.

در پاسخ باید گفت سهم هزینه های مالی در بهای تمام شده کالای های تولیدی کمتر از 5 درصد است. به فرض که این نتیجه حاصل شود و بنگاه های تولیدی بتوانند در پی کاهش هزینه های مالی مثلا از 5 درصد به 4 درصد ، یک درصد از بهای تمام شده کالای تولیدی را هم کاهش دهند ، با افزایش قیمت سایر نهاده های تولید در اثر تورم ناشی از افزایش نقدینگی چه می کنند ؟

3- به فرض محال که بهای تمام شده محصولات تولیدی در اثر کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی کاهش یافت ، چه تضمینی برای کاهش نرخ تورم وجود دارد ؟ کاهش بهای تمام شده محصولات تولیدی پدیده ای در طرف عرضه است. در حالیکه قیمت از تقابل عرضه و تقاضا شکل می گیرد. با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی و کاهش درآمد بانک ها قطعا بانک ها باید نرخ سود سپرده های خود را کاهش دهند و در نتیجه با افزایش ضریب تبدیل شبه پول به پول ، طرف تقاضا به شدت تحریک خواهد شد و در نتیجه قیمت ها افزایش خواهد یافت.

4- تعیین نرخ 12 درصد برای سود تسهیلات بانکی در شرایطی که نرخ تورم در سال گذشته به استناد آمار بانک مرکزی 13.6 درصد بود - مرکز پژوهش های مجلس این نرخ را بالای 22 درصد اعلام کرد - و برای سال جاری نیز پیش بینی پژوهشکده پولی بانک مرکزی بالای 17 درصد و سایر پیش بینی ها هم نرخ هایی بین 15 تا 20 درصد را برآورد کرده اند به این معنا است که نرخ سود تسهیلات بانکی در سال جاری کمتر از نرخ تورم خواهد بود !

پیامد چنین پدیده ای چیست ؟ نرخ تورم بیانگر کاهش ارزش پول در مقیاس زمان است. به عبارت دیگر در سال جاری به فرض صحت پیش بینی 17 درصدی برای تورم ، ارزش واحد پول 17 درصد کاهش خواهد یافت. بانک چگونه منابع سپرده گذاران را یک سال در اختیار یک بنگاه تولیدی قرار دهد  و  در پایان سال 12 درصد سود دریافت کند در شرایطی که ارزش آن پول 17 درصد کاهش یافته است. بانک پس از کسر هزینه های عاملیت خود از 12 درصد درآمد حاصل از اعطای تسهیلات چه بازدهی به سپرده گذار خود بدهد ؟ 10 درصد ؟

 ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 6:43 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

بنزین در حمره مغربیه

تا دیروز کوچکترین واحد تصمیم گیری در اقتضایی ترین ( بخوانید هیاتی ترین !! ) سبک مدیریت یک شب بود و تصمیمات یک شبه مورد انتقاد عقلای قوم بود و عوام می نالیدند که عده ای شب می خوابند و صبح تصمیم می گیرند ...

اما دیشب رکورد تصمیمات سریع در یکی از مهمترین مسایل اقتصاد ایران ، شکسته شد. در حالیکه تا قبل از نماز مغرب و عشای دیشب سخنگوی دولت ، عرضه بنزین را از اول خرداد با همان قیمت ۸۰ تومان تا زمان سهمیه بندی اعلام کرد ساعتی بعد که آقایان از نماز و شام فراغت یافتند اعلام شد بنزین از بامداد امروز به قیمت لیتری ۱۰۰ تومان عرضه میشود!!

به نظر شما منطق این مدل تصمیم گیری چیست ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

تبلور یک کاستی

یکی از دوستان در کامنتی که برای مقاله حجم مبنا گذاشته اینگونه آورده است :

 "بابا به جای این کارا یه کم به فکر محرومین باش و چیزایی بنویس که به درد اونا بخوره. مردمی که شاید نون شبم نداشته باشن."

من اقتصاد دان نیستم اما از همین الفبایی از اقتصاد که آموخته ام ، دست کم این کلمه را درک می کنم : مدل توسعه اقتصادی . مفهومی که همیشه در ذهنم تبلور یک کاستی است.

خیلی سخت نیست درک این مطلب که ما پس از گذشت ۲۷ سال از انقلاب هنوز به یک مدل توسعه اقتصادی که دست کم بخش قابل توجهی از تصمیم سازان نظام بر آن اجماع داشته باشند نرسیده ایم.

دوست عزیز !

تا زمانی که تکلیف خود را در طیف گسترده سوسیالیسم - لیبراسیم اقتصادی یا هر جای دیگر از هز طیفی از مدل های توسعه اقتصادی روشن نکرده باشیم نوشتن صد ها صفحه در باب محرومین و نان شبشان اگر برای من نان داشته باشد برای آنها آب هم نخواهد داشت.

تا زمانی که مفاهیم بسیط عدالت و توسعه را به کمیت هایی قابل سنجش و در نتیجه قابل برنامه ریزی تبدیل نکنیم و تکلیف خود را با هر یک از کمیت ها روشن نکنیم همزمان می توان هم شعار زدودن چهره فقر از جامعه داد و هم به رسیدن به قله های بلند پیشرفت دل خوش کرد. تورم تک رقمی ، نرخ بهره تک رقمی و نرخ بیکاری تک رقمی فقط در چنین شرایطی می تواند شعار همزمان یک طیف باشد. قوانین ضد انحصار ، قوانین حمایت از مصرف کننده ، حمایت از سرمایه گذار خارجی ، حمایت از تولید کننده داخلی ، سیاست درهای باز ، تثبیت نرخ ارز ، کاهش نرخ بهره ، یارانه چند میلیارد دلاری بنزین و ده ها سیاست متضاد اقتصادی دیگر همه و همه فقط به این دلیل همزمان در اقتصاد ما ساری و جاری است که نمی دانیم از تحقق عدالت و توسعه چه می خواهیم.

عدالت ، توسعه ، افزایش درآمد ملی ، رشد صادرات ، رونق تولید ، رفاه عمومی ، کاهش فساد ، اشتغال ، باز توزیع درآمد ، پیشرفت تکنولوژیک ، کاهش فاصله طبقاتی ، اصلاح ضریب جینی و ... همه از مفاهیمی است که نمی توان حسن ذاتی آنها را انکار کرد. اما اقتصاد را علم ملال آور دانسته اند چرا که این میوه های انتزاعی را به سادگی نمی شود در یک سبد از برنامه ریزی جمع کرد. باید دست به انتخاب زد. تلخ است اما گریزی نیست.

اگر دولتی همه این میوه ها را در شعارهایش داشت به تحقق همه اش باید شک کرد و نه حتی برخی..

دوست عزیزم تا زمانی که مدلی جامع و روشن برای توسعه اقتصادی کشور طراحی و ارائه نشود نه می توان دم از عدالت زد نه چشم امید به توسعه پایدار و همه جانبه داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

هم اندیشی ملی جایگاه بورس در اجرای سیاست های اصل 44

امروز هم اندیشی ملی جایگاه بورس در اجرای سیاست های اصل ۴۴ برگزار شد.

چند وزیر ، وکیل ، مدیران سازمان بورس ، شرکت بورس ، مدیران و کارشناسان نهادهای مالی فعال در بازار ، اساتید دانشگاه و ... از شرکت کننده های در این همایش بزرگ بودند.

برداشت های من از این همایش که البته بعد از سخنرانی دکتر دانش جعفری در ان حضور یافتم بشرح زیر بود :

۱- دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

۲- آقای شاهی عربلو با دکتر سلیمانی یه خورده حساب هایی دارند.

۳- سخنرانی خیلی راحت تر از مقاله نوشتن است . به شرط اینکه

         - مخاطبین کارمند باشند

         - همایش در ساعات اداری برگزار شود

         - ساعات پذیرایی درست بین برنامه ها گنجانده شده باشد.

۴- عموی مدیر عامل شرکت بورس به تازگی فوت کرده است.

۵- از الزامات پذیرش شرکت های ما در بورس مالزی یکی داشتن حسابرس بین المللی دیگری ارائه خدمات عملیات شرکتی شامل دریافت سود سهام و ... است.

۶- ساختار بسیاری از شرکت های بورسی هم اکنون بورسی نیست !!

۷- سالن همایش های رازی برای پذیرایی کمبود جا دارد.

۸- دکتر جهانخانی همچنان حجم مبنا ، تثبیت نرخ ارز و سیاست های حمایت از مصرف کننده را از مهمترین چالش های بازار سرمایه می داند.

۹- دکتر طالبی نگران ریسک سیاست گذاری دولت پس از واگذاری شرکت ها است.

۱۰- دکتر اکبریه بد جوری از اینکه شرکت های وزارت صنایع ارزان فروخته شود نگران است.

۱۱- می شود در همایش "ملی جایگاه ..."  سهام مس و فولاد را هم تبلیغ کرد تا شاخص....

۱۲- دکتر عبده به اصول اداره یک پنل پایبند است.

۱۳- بورس برای واگذاری شرکت های موضوع بند ج اصل ۴۴ بستر مناسبی است به شرط اینکه بورس بستر مناسب را برای واگذاری شرکت های موضوع بند ج اصل ۴۴ فراهم کند !!

۱۴- مخابرات مانده است حاکمیت خود را حفظ کند یا آبروی خود را

۱۵- آقای کرد زنگنه خوب قانون را روخوانی می کند

۱۶ - آقای کرد زنگنه گفت در یک سازمان که اصلا نامش خصوصی سازی نیست گنجشک را رنگ کرده اند و بجای قناری به مردم فروخته اند.

( همان آقای کرد نگفت که همان شرکت را همان سازمان قرار است دوباره به همان قیمت در یکی دو ماه اینده ... )

۱۷- اگر در صف طولانی برای گرفتن غذا گرفتار شدید ، سعی کنید ناگهان یکی از دوستانتان را در اوایل صف پیدا کنید بعد انگار که ۱۷ ساله همدیگه رو ندیدین برید طرفشو اونقدر ببوسیدش تا نوبتتون بشه ! وجدان رو تو بورس عرضه کردن قیمت نخورد !!

۱۸- اگر استاد راهنمایتان در پنل حضور داشت یا خیلی جلو ننشینید یا تا اخر پنل چهار چشمی به لب و دندان یار خیره شوید و مراتب تایید فرمایشات حضرت مستطاب را ... 

۱۹ - در هنگام سخنرانی دکتر سلیمانی وزیر ارتباطات ، با یکی از دوستان که از مدیران کل شرکت مخابرات است همکلام بودیم. از این صحبتها نکاتی دستگیرم شد که اگر بنویسم خودم دستگیر می شوم !!!

۲۰ - مهمترین فایده این همایش برای من این بود که بسیاری از دوستان و همکاران قدیمی را دیدم و فرصتی دست داد تا گپی بزنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

اساسنامه پیشنهادی سازمان بورس برای شرکت های هلدینگ

سازمان بورس اوراق بهادار تهران اقدام به تهیه اساسنامه جدیدی برای شرکت های سرمایه گذاری و هلدینگ نموده است. در راستای افزایش ضمانت اجرای بسیاری از الزامات مالی و حقوقی که سازمان تا پیش از این بدلیل مفاد قانون تجارت عملا نمی توانست شرکت ها را به پیروی از آنها ملزم سازد در اساسنامه های جدید حدود و ظایف و اختیارات مدیر عامل ، هیات مدیره و همچنین بازرس قانون شرکت به نوعی تعریف شده است که سازمان بورس را بطور کامل در جریان آنچه در شرکت ها می گذرد قرار داده و از طرفی اختیارات لازم را هم به سازمان داده است. از آنجا که حوزه کاری من در حال حاضر شرکت های هلدینگ است لذا اساسنامه پیشنهادی سازمان را برای شرکت های هلدینگ مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

درباره اجرایی شدن قانون جدید بازار سرمایه

دیروز با روزنامه سرمایه مصاحبه ای در رابطه با کاستی های سازمان بورس انجام دادم که متن کامل ولی با اشکالات ویرایشی را عینا در زیر میبنید

 

ورود به فاز اجرايي، بدون تشكيلات تخصصي

 _ سرمايههادي جماليان، مدير تحقيق و توسعهء شركت سرمايه‌گذاري پارس‌آريان با عنوان اين مطلب كه «آيين‌نامه‌هاي انظباطي كه در سازمان بورس در حال تدوين است تنها محدود به افزايش سرمايهء شركت‌هاي سرمايه‌گذاري نيست و با هدف نظارت بر نهادهاي مالي بررسي مي‌شود»،خاطرنشان كرد: «سازمان بورس، نمونه‌اي از اساسنامهء شركت‌هاي سرمايه‌گذاري را طراحي و ارايه كرده است. به طوري كه پس از تصويب آن تمام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري اعم از بورسي و غيربورسي بايد اساسنامهء خود را بر آن منطبق كنند.

از سوي ديگر هيات مديره و مديران عامل هم بايد از سوي سازمان تاييد صلاحيت شوند در واقع هرگونه تغييري از جمله افزايش سرمايه مشمول نظارت سازمان خواهد شد.»اين مدير تحقيق و توسعه در ادامه ابراز كرد: «سازمان بورس در دو فاز تهيهء آيين‌نامه و اجرا فعاليت خود را آغاز كرد فاز اول تدوين آيين‌نامه و دستورالعمل موردنظر بود كه به نظر من هنوز به آن مرحله از آمادگي به منظور نهايي كردن آن نرسيده‌اند، آيين‌نامه‌هاي مذكور هنوز به تصويب نرسيده است. اين در حالي است كه سازمان از تاريخ 25 دي ماه سال 85 وارد فاز اجرايي شده است به طوري كه شركت‌ها از تاريخ مذكور براي افزايش سرمايهء خود نياز به مجوز سازمان بورس دارند. در حقيقت سازمان در حالي وارد فاز اجرايي شده است كه به نظر مي‌رسد با توجه به حجم كار سازمان هنوز نياز و تشكيلات تخصصي خود را تامين نكرده است.» وي با تاكيد بر اين‌كه حوزهء نظارت از دخالت بايد جدا شود، ادامه داد: «بايد مرز روشني بين نظارت و دخالت وجود داشته باشد. بحث افزايش سرمايهء شركت‌ها به سهام‌داران و هيات مديره مرتبط مي‌شود. در واقع تشخيص زمان نياز شركت به افزايش سرمايه، برعهدهء سهام‌داران و هيات مديره است.سازمان بايد براي تعيين ساختار سرمايهء شركت‌ها، استاندارد مورد نياز را تدوين كند. به عنوان مثال مي‌تواند تعيين كند كه نسبت بدهي به سرمايهء شركت چقدر باشد. اما ملزم كردن  شركت‌ها به افزايش سرمايه، آن هم در طول دورهء فعاليت و بدون در نظر گرفتن نظر سهام‌داران كار منطقي نيست

اين كارشناس بازار سرمايه، دربارهء دلايل سازمان در اين رابطه عنوان كرد: «سازمان در نظر دارد تا روي عملكرد شركت‌هاي سرمايه‌گذاري، نظارت كند; چرا كه نظارت بر شركت‌هاي سرمايه‌گذاري، اعم از بورسي و غيربورسي، در قانون جديد برعهدهء سازمان است. از سوي ديگر، يكي از شاخص‌هاي ارزيابي عملكرد، توان سرمايهء شركت است. اما به نظر مي‌رسد كه اگر سازمان، ‌سرمايهء شركت‌ها را با توجه به حجم فعاليتشان مشخص كند، ‌منطقي‌تر باشد

جماليان با اشاره به اين‌كه در قانون جديد، بسياري از اختيارات سهام‌داران و مجامع به سازمان منتقل شده است، خاطرنشان كرد: «در گذشته، ‌اساسنامهء‌شركت به تصويب مجمع فوق‌العاده مي‌رسيد. اما در حال حاضر، سازمان بايد اساسنامه را تصويب كند. اين اتفاق در مورد افزايش سرمايه نيز، البته نوعي متفاوت، ‌رخ داده است و به نظر مي‌رسد كه حوزهء نظارت در حال دخول به حوزهء‌دخالت است.

http://www.sarmayeh.net/WebFa/Default.aspx?IssueType=1&IssueDate=1386/02/15&Page=17

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط هادي جمالیان  | 

حجم مبنا ابزاری برای مدیریت شاخص ؟

این مقاله ام در روزنامه دنیای اقتصاد دیروز به چاپ رسید.

حجم مبنا ، ابزاری برای مدیریت شاخص ؟

 

قیمت،  این مهمترین رکن تصمیم گیری در بازار سرمایه ، قبله آمال تحلیلگران و کارشناسان و کلید حل معمای خلق ثروت در کشاکش نوسانات بازار ، همواره دستخوش تغییر و تحولاتی می گردد که پیشرفته ترین مدل های ارزشگذاری دارایی های سرمایه ای و مهمترین نتیجه بررسی های بنیادین و تکنیکی،  همه و همه در تلاش برای تبیین رفتار آن هستند.

علیرغم تمام این تلاش ها که برای کشف این کیمیای هستی در بازار سرمایه صورت می گیرد ، یکی از ناشایست ترین رفتار ها در بازار، دستکاری همین قیمت با مکانیزم هایی غیر از منطق بازار است، تا آنجا که برای این خبط بزرگ آیین نامه مقابله با دستکاری قیمت ها را نیز نگاشته اند. اما منطق بازار،  قیمت را - با تمام احترامی که برای ارزش ذاتی ، ارزش دفتری ، ارزش اسمی ، ارزش جایگزینی و دیگر ارزش ها قایل است - تابع فرآیند تقابل آزاد و سالم عرضه و تقاضا می داند. بدین ترتیب قیمت در منطق بازار ، نقطه تعادل عرضه و تقاضا است و نه آنچه محاسبات تحلیل گران بنیادین و تکنیکی و تنزیل جریانات نقدی آتی و یا هر روش دیگر برای تعیین قیمت منصفانه یک ابزار مالی نشان میدهد.

بورس اوراق بهادار تهران اما در اقدامی کم نظیر در دوره تصدی دبیر کل سابق و در زمان حیات سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار تهران ، بمنظور دستیابی به یک مکانیزم بهینه در ثبت قیمت ها اقدام به برقراری مکانیزم حجم مبنا در تعیین قیمت نهایی و قیمت ابتدایی نمود. اگر چه منطق اولیه و کلیات طرح مزبور را می توان به عنوان گامی موثر در راستای شفافیت هر چه بیشتر بازار و نزدیک شدن قیمتهای نهایی و رفتار شاخص به گرایش های واقعی بازار دانست اما اجرای ناقص و بدون فازهای تکمیلی نظام حجم مبنا ، باعث شد نه تنها شاهد بروز اثرات مثبت اعمال این سیستم نباشیم بلکه بدلیل عدم انعطاف در مدل ارائه شده برای موقعیت های خاص ، شاهد افزایش شکاف بین قیمت ثبت شده در بازار و گرایش واقعی بازار باشیم.

مبنا قرار دادن حجم معینی از سهام بر اساس میزان سهام شناور آزاد و سرمایه شرکت، در محاسبه قیمت نهایی معاملات سهام در یک روز ، اگرچه در شرایط عادی می تواند از نوسانات کاذب در قیمت سهم در معاملات محدود جلوگیری کند اما در شرایطی که بازار معاملات یک سهم از تعادل خارج می شود و با کمبود جدی در طرف عرضه یا تقاضا روبرو می گردد،  اعمال مکانیزم حجم مبنا نه تنها کمکی به همسو سازی قیمت ثبت شده با گرایش بازار ندارد بلکه با جلوگیری از به تعادل رسیدن بازار در کوتاهترین زمان ممکن ، عملا بازار را از کارایی و روانی در معاملات دور می سازد.

زمانی که به هر دلیل اعم از انتشار خبری مثبت یا منفی در خصوص یک سهم و یا بروز هر عاملی که در تصمیمات سرمایه گذاران تاثیر بسزایی داشته باشد، بازار معاملات سهم از تعادل خارج شود ، بدیهی است که برای رسیدن به نقطه تعادل جدید باید مکانیزم بسیار ساده تغییر قیمت از نقطه تعادل اولیه به نقطه تعادل ثانویه بدون هیچ مانعی صورت پذیرد . بلکه هر چقدر این فرایند سریعتر صورت پذیرد نشان از کارایی بالاتر بازار دارد. اما در مکانیزم فعلی اعمال حجم مبنا در تعیین قیمت پایه روز بعد،  این مهم در طولانی ترین زمان ممکن عملی خواهد شد چرا که در چنین شرایطی که قیمت اجازه نوسان و رسیدن به نقطه جدید را نداشته باشد دارندگان یا خریداران بالقوه سهم هم اقدام به انجام معامله نمی کنند و طبیعی است این چرخه باطل،  یعنی عدم معامله بدلیل عدم تغییر قیمت و عدم تغییر قیمت بدلیل عدم معامله ، روزها و هفته ها ادامه خواهد یافت تا زمانی که مکانیزم بسته شدن و بازگشایی مجدد نماد سهام شرکت در یک فرایند غیر استاندارد و تابع تصمیمات فردی و غیر حرفه ای و کاملا سلیقه ای به جریان افتد و این دور باطل را از بین ببرد.

پایان سخن با مسوولان محترم سازمان و شرکت بورس اوراق بهادار و آن اینکه اگر چه زمزمه هایی مبنی بر انجام مطالعاتی در راستای اصلاح نظام حجم مبنا بگوش میرسد اما تعلل بیشتر در انجام این مهم که البته چندان هم دشوار بنظر نمی رسد تنها این شائبه را ایجاد و تقویت می کند که مکانیزم حجم مبنا با تمام مشکلاتی که در بر دارد ، ابزار بسیار مناسبی برای مدیریت شاخص در یک روند کم نوسان و کم افت است. چرا که در شرایطی که سهام با پتانسیل مثبت با یکبار بازگشایی خون تازه ای به کالبد بی رمق شاخص تزریق می کنند ؛ سهام با پتانسیل منفی را می توان آنقدر پشت در نظام حجم مبنا نگه داشت تا روزی بالاخره وضعیت شرکت بهبود یابد. در این بین تنها چیزی که نمی توان انتظار تحقق آن را داشت تعیین قیمت طبق منطق بازار یعنی تقابل آزاد و سالم عرضه و تقاضا است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط هادي جمالیان  |