خردورزی و حاج آقا مسلکی
"خردورزی" و "حاج آقا مسلکی"
1- از سال ها پیش از مجری های کت و شلواری و برنامه هایی که قالب رسمی و خشک داشتند دل خوشی نداشتم. خوشبختانه در سالهای اخیر حال و هوای برنامه های صدا و سیما - فارغ از محتوای برنامه ها - در برخی حوزه ها تغییر یافته و انصافا بهبود قابل توجهی یافته اند ...
یکی از مواردی که چندی پیش نظرم را در یک میهمانی و بطور اتفاقی جلب کرد برنامه ای بود که از شبکه چهارم سیما پخش می شد : "باز هم زندگی" با فرمی نسبتا متفاوت و البته تقلیدی ، اما جالب و زنده ...
شنبه صبح وقتی یکی از همکاران گفت "ریش قرمز در تلویزیون چکار می کرد ؟" خیلی جدی نگرفتم سرم خیلی شلوغ بود و ...
اما همان روز متوجه شدم "ع ا" معروف به "ریش قرمز" که اهالی بازار سرمایه او را به خوبی می شناسند به دعوت برنامه "باز هم زندگی" به عنوان سرمایه گذار موفق در بازار سرمایه یک ساعت تمام از رسانه ملی برای مخاطبان برنامه شگرد های سرمایه گذاری و پولدار شدن را آموزش می داده است ....
جای بسی تاسف است که در شرایطی که بسیاری از فرهیختگان این مرز و بوم بدلیل تنگ نظری های مسوولان صدا و سیما - که البته بهبود زیادی یافته است - در حوزه های تخصصی شان فرصت حضور در رسانه ملی را ندارند ، "ع ا" سابقه دار که بسیاری را در این بازار با قیمت سازی های کاذب و بسیاری ترفند های دیگر به خاک سیاه نشانده و اخیرا از سوی سازمان بورس ممنوع المعامله شده و سابقه زندان و محکومیت دارد و ... در برنامه ای از شبکه چهارم سیما که شبکه خردمندان و فرهیختگان این مرز و بوم است با ستایش های مکرر مجری برنامه که اتفاقا از باسابقه های سازمان است به ایراد نظر پرداخته و ...
جای تردید نیست که مسوولین نظارت سیما با اعتمادی که به شخص تهیه کننده و کارگردان برنامه داشته اند چنین خبطی کرده اند و الا اگر تهیه کننده از جوانان تازه کار صدا و سیما بود تا فیها خالدون "ع ا" تایید نمی شد - که نمی شد - مجوز پخش نمی یافت ...
2- اخیرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی اطلاعیه ای ضمن عذرخواهی !!! از اکران فیلم "نقاب" اعلام کرده اکران این فیلم ناشی از غفلت دست اندرکاران و اعتماد به شخص تهیه کننده فیلم که قرار بوده نسخه اصلاح شده ای را اکران نماید صورت گرفته است...
3- سالها پیش که در یکی از نهادهای اقتصادی مشغول کار بودم در جلسه ای که پس از دو هفته مطالعه روی یک پروژه سرمایه گذاری بمنظور بررسی اقتصادی پروژه تشکیل شده بود تا پروژه از پیش رد شده را کمیته کارشناسی هم رد کند !!! جوانی با پرونده ای در دست وارد شد و مورد احترام ویژه آقای رییس قرار گرفت ... خلاصه اینکه ایشان با 2 دقیقه توضیح راجع به پروژه شان موافقت پرداخت ... میلیون ریال را از رییس گرفتند چرا که ایشان فرزند حاج آقا ... بودند و نهاد ما به شخص ایشان اعتماد خاصی داشت ...
4- در دانشگاه زمانی برای کاهش هزینه ها تصمیم گرفته شد تا پخت غذای دانشگاه بجای رستوران دانشگاه به شخصی مورد اعتماد واگذار گردد و فراموش نمی کنم سخنرانی ان روز معاون دانشجویی دانشگاه را در مدحت شخصی متعهد که قرار شده بود تهیه و سرو غذای دانشجویان را بر عهده بگیرد ... و فراموش نمی کنم فارغ از مشکلات عدیده ای که در سرو غذا بوجود آمد سوسکی را که به چشم خودم در غذا دیدم ...
باشد که روزی روزگاری خردمندی و خردورزی جایگزین "شخصیت محوری" و "حاج آقا مسلکی" در نظام تصمیم گیری مان گردد تا دیگر :
نه شاهد حضور ع ا ها در سیما باشیم
نه شاهد عذرخواهی ارشاد از فیلمی که خود مجوز اکران داده
نه شاهد تایید پروژه های سرمایه گذاری فارغ از ارزیابی های کارشناسی



نهاوندیان یا قالیباف ؟
